تبليغاتX
دلواپسی های یک مشاهده گر
مشاهده هایی از باغچه کشور همسایه

در خیابان فردوسی تهران،پارکینگ سرپوشیده سه طبقه ای وجود دارد که جمعه ها محل دستفروشها ست. هر دستفروشی پنج هزار تومان به شهرداری پرداخت می کند و مجوز بساط یک روزه می گرفتند.

 در طبقه اول  وسایل قدیمی و عتیقه می فروختند. وسایلی همچون:کلون قدیمی در،کاسه،انگشتر قدیمی و حتی مدال کلوپ شاهنشاهی!!   بساط ها به قدری فشرده و تنگاتنگ بودند که با ازدحام جمعیت نفس کشیدن را مشکل می کرد.   طبقه دوم متنوع تر بود،گوشه ای به فرش و گلیم اختصاص داشت، فرش ها مال تبریز و اردبیل بودند. قسمتی دیگر از این طبقه وسایل تزئینی خانه می فروختند،خانم های زیادی در این قسمت فروشندگی می کردند،چند فروشنده خانم آذری هم کارهایشان را می فروختند،مشتری های ثابتی هم داشتند،خانم هایی می آمدند و با فروشنده روبوسی می کردند و به زبان شیرین آذری به خرید-غیبت می پرداختند!    

بقیه متن را  در ادامه مطلب بخوانید... 


[...ادامه مطلب]
+ شنبه پنجم مرداد 1387 3:20 AM ارگون |

اطلاق "بهشت" به وطن انگار به بعضی از دوستان خوش نیامده است. شاید دنیا در نظر این بعضی سیاه و سفید است. بهشت را طوری تعبیر کردند انگاری من گفتم "ترک جهنم باکو!!"    بعضی فکرشان به دستمال چربی (که گویا نسبتش به یزد می رسد) رفت!   نه این  و نه آن!   برادران و خواهران متعهد من به وطنم برگشتم، لطفا به گیرنده های خود دست نزنید!

تاكسي مستقيم!

برای هر مسیری که این ور و اون ور می روم سه چهار هزار تومن خرج می کنم. تازه اگر تاکسی باشد. مشاروط(ماشرود) باکو ام آرزوست!  تهران خيلي گرم شده است. در اين بي برقي واقعا آتش از آسمان مي بارد. گفتم شب خنك تر مي شود زهي خيال باطل!  شب سوناي بخار و دود است!!  جالب است به راننده مي گويي: دربست!   مي گويد: نه حوصله ندارم بروم خسته ام!!   چشم و دل مردم سير شده پنداري!

خسرو شكيبايي - عكس از پيام اكبري

آن که رفت...درگذشت خسرو شکیبایی

عزراییل ما را شوکه کرد!  شبکه خبر را برای شنیدن خبری باز کردم..به گوشهایم شوک آور ترین خبر ممکن را شنید،تشییع جنازه خسرو شکیبایی ... چرا او؟ چرا او؟   نگاهم می ماند بر روی فیلم اتوبوس شب که از فرودگاه امام خمینی خریده ام!   لعنت بر تو روزگار!

هرگز نشه فراموش،لامپ اضافی خاموش!

به قول آقای فراموشی: چشمهای روشن! چشمهای روشن!   پاقدم ما برق هم رفت. دو ساعت صبح رفت! برق که نباشد، کامپیوتر نیست،تلویزیون نیست،کولر نیست و خدا را شکر سماق برقی نیست!!   یاد قطع برق در سالهای جنگ افتادم. آن موقع چکار می کردیم،خب آن روزها اینترنت نبود،تلویزیون هم جمعا شش ساعت برنامه داشت،فقط کیهان بود و اطلاعات! چیز خاصی از دست نمی دادیم زیر این چراغ زنبوری ها روزنامه ای یا کتابی می خواندیم ولی حالا تعطیل می شویم!  سر شب باز هم برق رفت!!   جد و آباد بابابرقی را حاضر و غایب می کنم!!! 

آن که ماند..حسین رضازاده!

دلمان به همین خوش بود ها!  از آن آدمهایی بود که به او می گویند:همه امیدهای یک ملت!   فعلا به المپیک نمی رود تا دلمان حسابی بسوزد و دشمن-شاد شویم!  

رضا زاده پهلواني بود كه چه از لحاظ ورزشي و چه از لحاظ اخلاقي يكي از بهترين ورزشكاران ايران بود.مردم ما هرگز او را فراموش نخواهند كرد.

پست بعدي:

 جمعه بازار يا بازار پاركينگی!

+ یکشنبه سی ام تیر 1387 2:30 AM ارگون |

سحرگاه امروز با هواپیمای ایران ایر دوباره به وطن برگشتم. بیرون فرودگاه امام سرد بود و ساعتی تا تهران فاصله داشتم. واقعا هیچ کجا وطن نمی شود. این جا زیباترین جای دنیا است،وطن من،ایران!

نزدیک ظهر هوا بسیار گرم شد، باکو هم گرم بود ولی نه این طور که نفس نتوان کشید! 

+ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 3:7 PM ارگون |

تبریز از دیشب تا به امروز چهار بار لرزیده است.  مردم ترسیده اند،هنوز خاطرات زلزله تلخ اردبیل یادم هست،سرما،بی خانمانی و گرگ!  بم ،ویرانی،ارگ بم!  ارگ تبریز؟!  زلزله چه کلمه آشنایی!     برق و مخابرات تبریز قطع شده است،می گویند سیستم اس ام اس کار نمی کند. فقط دعا باید کرد. تنها سیستمی که در مواقع بحرانی مختل نمی شود.

این جا را بخوانید (+):تاریخ کهن شهر تبریز امکان ثبت زلزله­های تاریخی را فراهم آورده است؛ چرا که با وجود تمدن بشری، بلایای بزرگ در تاریخ آن سرزمین ثبت شده اند که امکان مطالعه علمی پدیده­های دوره­ای و تعیین دوره های بازگشت آنها را نیز فراهم می­آورد که بدین دلیل بررسی متون تاریخی در جستجوی زلزله­های گذشته امری بسیار مهم می­باشد. جهت واقف شدن به اهمیت موضوع زمین لرزه­های شهر تبریز، ذکر این نکته کافی است که زلزله 18 دی ماه سال 1158 هـ.ش. (1780 میلادی) به عنوان یکی از مخربترین و مرگبارترین زلزله­های جهان با 77 هزار کشته در لیستی که از سوی سازمان زمین شناسی آمریکا منتشر گردیده است، خودنمایی می­کند.      

آقای یحیی ذکاء در کتابی تحت عنوان "زمین لرزه های تبریز"  در یک کار تحقیقاتی بزرگ به بررسی پدیده زمین لرزه در کتابهای تاریخی و سفرنامه های مربوط به شهر تبریز پرداخته است و بترتیب تاریخ آنها را بیان نموده است. در مقاله حاضر نیازی به بیان دقیق یک به یک آنها نیست. فقط بیان این نکته کافی است که شهر تبریز در طول تاریخ مکتوب خود 12 بار با خاک یکسان شده است [1]. تعدادی از این تاریخهای مهم عبارتند از: سال 791 میلادی، 858، 1041، 1721، و آخرین زمین لرزه مهیب سال 1780 میلادی.

تکمیلی:خدا را شکر انگار رفع خطر شد. دوستان به جای فحش دادن به من هر کسی خبری درباره زلزله دارد در پیام ها بگذارد.متاسفانه تنها منبع خبری من ایرنا است.

+ یکشنبه یازدهم آذر 1386 5:17 PM ارگون |