سریال ایرانی مدار صفر درجه اخیرا با دوبله آذری از تلویزیون آنس آذربایجان پخش می شود. سریال زیبایی که قسمتی از آن در فرانسه فیلم برداری شده است. با وجود شایعاتی مبنی بر ممنوعیت نمایش سریال های ایرانی، بعد از پخش سریال ایرانی شهریار،سریال دیگری از ایران از کانال های آذربایجان به نمایش در می آید. قصه سریال در حال و هوای جنگ جهانی دوم می گذرد،این سریال جزو سریال های تابوشکن ایران بود.
پست مرتبط:
اگر روی کاغذ بودیم به ماده هفت قانون اساسی،بند ج استناد می کردم ولی حالا که نیستیم. حالا این وبلاگ مشی افشاگرانه دارد،به قولی:خطرناکه حسن! از همسر دکتر زرین کوب نقل است که ایشان از دکتر خواستند که درباره کتاب ۲۳ سال که اوایل انقلاب چاپ شده بود و به پیامبر اسلام توهین کرده بود، نقدی بنویسند اما ایشان گفته بود: نمی خواهم باعث معروفیت این کتاب شوم. اما این جا ماجرا فرق دارد و در صورت عدم پیگیری گرفتاری های زیادی به دنبال خواهد داشت!
در جواب پیام هایی که به من رسیده عرض می کنم: این وبلاگ هیچ ارتباطی به وبلاگ دلواپسی های یک مشاهده گر ندارد، مشاهده گر (ارگون) در باکو زندگی می کند و مشی این وبلاگ به هیچوجه سیاسی نیست. هر چند شما درباره هر چیز جمهوری آذربایجان بنویسید سیاسی تعبیر می شود.
پست بعدی:آذربایجان پایتخت فرهنگی اسلام
عکس از خبرگزاری مهر
۱۵ آذرماه ساگرد پرواز بی بازگشت خبرنگاران حادثه سی -۱۳۰ است. خبرنگار شریف است حتی اگر کامران نجف زاده باشد! دوست ندارم از آن روز تلخ بگویم،روزی که خبر شدند خبرنگاران. روز تلخی در تاریخ خبرنگاری جهان. سه سال گذشته و جز خبرنگاران و ما شبه خبرنگاران کسی از آنها یادی نکرده است.اگر هم کرده چندان پررنگ نبوده است. امیدوارم آدمهایی که به لطف جادوی خبرنگاران معروف می شوند و به روی صحنه می آیند از یاد این عزیزان و خانواده هایشان غافل نشوند.
روز خبرنگار روزی است که خبرنگاری در راه خبررسانی در خاک غلطید! چه انتخابی! کاش در این روز به یاد دیگر خبرنگارانی که در گذشتند بیافتیم. خبرنگاران سوار بر c-130 ،کاوه گلستان و صدها خبرنگار ایرانی یا جهانی که هدفی جز نشان دادن حقیقت جنگ نداشتند.
روز خبرنگار برای من یادآوری دلهره و اضطراب است. نه برای خود،برای دوستان خبرنگار! بیشترشان این جمله مرا به یاد می آورند: مواظب باش! و این جمله چه تناقضی با روح خبرنگاری دارد! خبرنگاری بی پروایی و جان گذشتگی است. با این حال دلواپس دوستان هستم. خبرنگاران وبلاگنویسان خوبی نیستند و دیر به دیر می نویسند. چون این تنها راه ارتباطی من با آنهاست دلواپس می شوم، نکند...تنها دلگرمی من این است که آنها خبرنگار حرفه ای هستند و قواعد بازی را بلد هستند.
این شغلی است که بازنشستگی ندارد،همیشه منتظری! عین تنیس، منتظری توپی را که زده ای، واکنشش را ببینی! حواست نباشد ممکن است با همین توپ آخری از بازی کنار بروی!!
با این که به شغل شریف خبرنگاری مشغول نیستم ولی به تک تکشان عشق می روزم و دلواپس همه آنها هستم. مواظب باشید!!
(*)عکسی که همه این سوختگی را نشان می دهند. عکس از جواد گلزار. مربوط به قربانیان حادثه سی ۱۳۰
ترانه از خانیم اسماعیل گیزی و نام ترانه کوچک گدک(kocak gedek) است. در پایان ترانه در مقابل موسیقی می نویسد: فارسی! چهره و صدای خواننده یا شبیه گوگوش است یا سعی کرده شبیه گوگوش شود!
گوگوش خواننده ایرانی ،در بین آذربایجانی ها محبوبیت خاصی دارد و حتی کنسرتی که در ارمنستان داشت ،ذره ای از محبوبیتش را کم نکرد. یادم هست در اوایلی که به باکو آمده بودم پیرمردی از من پرسید: بلاخره گوگوش با فرزین ازدواج کرد؟!!
پست مرتبط:
یک خواننده آذری،ترانه فارسی می خواند!
پست بعدی: عکسهای روزهای برفی باکو
سریال استاد شهریار که یادتان هست درباره اش نوشتم و برای سازندگانش آرزوی موفقیت کردم. قسمت های زیادی از این سریال را نگاه کردم،شباهت چندانی به آن شهریاری که ما می شناسیم نداشت. اما از آن جایی که ضرورت قصه تاریخی نقل کردن این نیست که دقیقا مطابق حقیقت باشد چندان خرده نگرفتم. به حساب قصه پردازی و روند سریال سازی گذاشتم.
آقای تبریزی این حرفها را به حساب چه بگذاریم؟
(۱) صحنه ای شهریار شعر می خواند،ایرج میرزا روی پایش می زند و خطاب به ملک شعرای بهار می گوید:جناب ملک الشعرا این پسر از جنس ما نیست آقا! از قماش سعدی و حافظه پدر سوخته! آدم فکر می کنه چند لات کوچه دارند اظهار نظر می کنند!!
(۲) ایرج میرزا به راننده اش به آذری می گوید:کره خر الاغ!! لازم بود چنین ناسزایی در سریال باشد و زیرنویس فارسی هم داشته باشد؟!!
(۳) آیا شهریار شاعری بود که کسی را مداح و شعرهایش را مستهجن معرفی کند؟ برای این که شهریار را شاعری خوش سخن و فرهیخته معرفی کنیم راههای ذیگه ای هست.
اصلا به ایرج میرزا و این که چه بوده است کاری ندارم ولی آیا مطرح شدن چنین نکاتی برای سریال استاد شهریار لازم بود؟ درست است که در تلویزیون به تازگی مد شده کاراکترها به راحتی فحش می دهند اما آن جراح زبده حسابش از استاد شهریار جداست. البته این طور که سریال سازان وطنی شروع کرده اند به زودی باید فحش ناموسی از شبکه های میهن بشنویم! آقای تبریزی از طلا گشتن سریالتان صرفنظر کردیم لطفا سریال را مس کنید!
پست مرتبط:
بازتاب پست:
تحریف تاریخ در سریال شهریار و واکنش وبلاگ نویسان
توجه! از گذاشتن پیام با مضمون قومیتی جدا خودداری کنید و لطفا فقط درباره مطلب نظر دهید. این مطلب درباره سریال تاریخی است و ربطی به توهین و حق کشی درباره هیچ قومی ندارد. پس از گذاشتن پیام های بی اساس و پایه جدا خودداری کنید.
شرح عکس:فاطمه معتمد آریا- سریال زیر تیغ-خبرگزاری آفتاب
در خبرها خواندم هفت سریال ایرانی برای پخش تلویزیونی در كشور آذربایجان خریداری شده است.
قبل از این چند سریال مذهبی ایران از شبکه های آذربایجان در ساعات کم تماشاگر پخش شده بود. گفته بودم کاش روابط عمومی تلویزیون ایران سریال های اجتماعی ایران را به شبکه های آذربایجان بفروشد. انگار این پیشنهاد را روابط بین المللی سیما شنید!! البته سریال زیر تیغ هم اکنون در حال پخش است و با استقبال بی سابقه مردم آذربایجان روبرو شده است. این سریال قبلا به بی بی سی فروخته شده است .حالا این که تصویری که از ایران نمایش می دهد تا چه حد درست است بماند. در زمان خود انتقاداتی را بهمراه داشت ولی از سریالهای ترکیه یک سر و گردن بالاتر است!
به گفته خبرگزاری آفتاب، سریال های «امام علی (ع)» ساخته داوود میرباقری، «ابراهیم خلیل الله» به كارگردانی محمدرضا ورزی، «ولایت عشق»و«تنهاترین سردار» ساخته مهدی فخیم زاده، «مردان آنجلس» به كارگردانی فرج الله سلحشور،«زیرتیغ» ساخته محمدرضا هنرمند و «بوعلی سینا» به كارگردانی كیهان رهگذر، مجموعه هایی هستند كه -تاکنون-برخی از آنها پخش شده و برخی دیگر در آینده ای نزدیك از شبكه «ANS» آذربایجان پخش خواهد شد.
پست مرتبط:
از اوج تا عوج،از سریال امیر ارسلان نامدار تا سریال نرگس!

شرح در ادامه مطلب...
مقبره استاد شهریار
شهریار،شاعر ملی ایران است،به دو زبان فارسی و آذری با تسلط تمام شعر سروده است و در هر دو زبان شعر های به یادماندنی بر جای گذاشته است. بر روی طاقچه هر آذربایجانی منظومه حیدر بابای سلام هست،دانشگاه تبریز وی را يکی از پاسداران شعر و ادب ميهن خواند.
استاد شاعر معاصر است و نسل میانسال تبریز از نزدیک او را دیده اند. قصه زندگی و شعر هایش را از پیر و جوان از بر هستند. حتی در جمهوری آذربایجان او را در ردیف مشاهیر خود قرار می دهند،در آواز هایشان اشعار زیبای استاد را به زیبایی می خوانند. پس پرداختن به او کمی سخت است. سریالی بر اساس زندگی او در ایران پخش می شود.
در سالهای اول استقلال جمهوری آذربایجان، صدا و سیمای ایران سعی در کمک و احیای تلویزیون دولتی این کشور داشت. فروش فیلم و سریال تلویزیونی از جمله کمک های ایران بود. اما فعالیت تلویزیونی به نام سارا در آذربایجان، خواب صدا و سیما را آشفته کرد. کانال سارا در مناطق مرزی ایران دیده می شد و محتوایش موجب خشم دولتمردان آن زمان ایران گردید. هنوز سالی تا رواج دستگاههای گیرنده ماهواره باقی بود...
پس از آن در یک کنفرانس مطبوعاتی برای کنسرت و آلبوم جدید خود شخصی ایرانی را به عنوان اسپانسر خود معرفی کرد.در آن زمان خرامان از علاقه خود به ترانه های گوگوش(فائقه آتشین) گفت.علیرغم شایعاتی مبنی بر ایرانی بودن اسپانسر، وی در تمام مدت کنفرانس به زبان ترکی استانبولی به سوالات پاسخ داد! پس از جنجالی که در آن زمان برپا شد, دیگر خبری از خرامان نشد.
ایرانی هایی که چند باری به رستوران O.AZ.S رفته بودند از خرامان حرف می زدند که بخاطر آنها ترانه فارسی "دیشب" را خوانده است! سرانجام مجددا خرامان در برنامه ای در شبکه AZAD TV حاضر شد و چند ترانه اجرا کرد که یکی از آنها فارسی بود. به گفته خودش قرار بوده ترانه "می ترسم" را بخواند که با نتوانسته آن را برای برنامه آماده کند. او همچنین اضافه کرد:"قرار است اسپانسرانش دو هفته دیگر به آمریکا سفر کند و قرارداد امضا کند."
به نظر می رسد موج جدیدی از خوانندگان آذربایجانی در راه است.
توضیح:متاسفانه روی اینترنت هیچ منبعی در این زمینه پیدا نکردم.انگار آذربایجان روی اینترنت حضور قوی ندارد! اکثر مطالب از روی روزنامه های آذربایجان است.
مدتیست ماجرای کانال ANS به یکی از موضوعات روز آذربایجان تبدیل شده است.
در واقع طبق قانون جدید امتیاز کانال ANS در سال ۲۰۰۳ به پایان رسیده است.معاون مدیر شبکه ANS به این حکم اعتراض کرده است. به اعتقاد او این قانون شامل کانال های بسیاری می شود و فقط ANSنیست!
او در مصاحبه ایی خواستار تمدید این مدت شده است.در پایان خطاب به مقام ریاست جمهوری گفته است ما که جز تبلیغ خط مشی نظام حرفی نزدیم و همیشه شما را در نظر داشته ایم!! در محافل آذربایجان عده ای معتقدند دلایل مالی در کار است عده ای متعقدند دلایل سیاسی و عده ای هم این را آغاز محدود کردن آزادی قلم در آذربایجان می دانند!
اما ماجرای اصلی پولی است که تمام رسانه های آذربایجان به رییس جمهور الهام علی اف می دهند.همه رسانه ها برای بقای خود بر اساس درآمد خود درصدی را به الهام علی اف می دهند و گویا مدیران ANS به قول عامیانه سیبیل الهام را چرب نکرده اند!!
امشب تلویزیون CNBC-e ترکیه فیلم گبه ساخته محسن مخلباف(۱۳۷۴) را نشان داد. چه حس خوشی دارد دیدن فیلم به زبان فارسی با زیر نویس ترکی! سال پیش یکی دیگر از کانال های ترکیه هم فیلم حضرت مریم را پخش کرده بود اما به زبان ترکی استانبولی!