
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
یک خواننده ای من داشتم که سوالای عجیب و غریب می پرسید.طوری که من تصور می کردم لو رفتم و کسی من رو شناخته است. این ماجرا گذشت. یک شب من به کسی که بهش اعتماد داشتم (و دارم) خودم رو معرفی کردم و گفتم این وبلاگ منه و... اون هم گفت:اون کسی که با اسم فلان پیام می گذاره منم! معما حل شد! دوست دوست شدیم.
اما...
در غربتی که به قول شهربانو خانم گندم می گندد،هیچ چیز پایدار نیست. وقتی ماهی یک دفعه دوستت را ببینی معلوم است سوتفاهم ها روی هم تلنبار می شود. دوستی ما را چشم کردند،چوب لای چرخش گذاشتند و سرانجام با یک سوتفاهم... دلواپس این دوست هستم.
سفر چند روزه به پایان رسید و دوباره به شهر باکو برگشتم! این دفعه در تبریز یک چیز جالب هم دیدم،جز گشت ارشاد یک آژانس ارشاد هم بود که نمیدانم عملکردش چیست؟
بالا نوشته سرویس بهداشتی ،پایین نوشته شارژ گاز کولر!
مکان تبریز،نزدیک قاری کورپی
عکاس فرید اسلامی
سال پیش روزهای ده آذر و یازده آذر شهر تبریز چهار بار لرزید و مردم شبی با ترس تا صبح سر کردند.قطع برق و آب و سردرگمی ستاد حوادث غیر مترقبه نشان داد هنوز مقابل چنین حوادثی آماده نیستیم. یکسال گذشته و همه چیز فراموش شده است. نه فکر استحکام ساختمان ها افتادند نه بودجه ای اختصاص یافت و نه حتی یک وعده خشک و خالی داده شد! هر نوع حادثه ای از شهر عزیزمان دور باشد ولی باید کاری کرد. حداقل نیرویی را برای پیشگیری تربیت کنیم.
خوشبختانه محل دقیق گسل تبریز مشخص است،تقریبا می شود میزان شعاع زلزله را حدس زد. پس می توان شهرهای اطراف تبریز را مجهز کرد تا نخستین ساعات زلزله که ساعت طلایی است وارد عمل شوند. رسانه ها هم وظیفه آگاه سازی و آموزش زلزله را باید برعهده بگیرند.با این روند برجسازی و توسعه تبریز عمق فاجعه عمیق تر می شود.
شرح عکس: مسجد کبود تبریز (Göy məscid - گوی مچید) زلزله سال ۱۱۹۳ هجری قمری آسیب فراوان به مسجد زده و در اثر آن گنبدهای مسجد فرو ریخت. از معدود بناهای بازمانده از یکی مرگبارترین زلزله های تاریخ جهان.
پست مرتبط:
تبریز لرزید،تبریز لرزید،تبریز لرزید، تبریز لرزید و پشت ما هم لرزید! ۱۱ آذر ۱۳۸۶
پست مرتبط:
روز دانشجو در باکو ۱۷ آذر ۱۳۸۵
عکس از خبرگزاری مهر
۱۵ آذرماه ساگرد پرواز بی بازگشت خبرنگاران حادثه سی -۱۳۰ است. خبرنگار شریف است حتی اگر کامران نجف زاده باشد! دوست ندارم از آن روز تلخ بگویم،روزی که خبر شدند خبرنگاران. روز تلخی در تاریخ خبرنگاری جهان. سه سال گذشته و جز خبرنگاران و ما شبه خبرنگاران کسی از آنها یادی نکرده است.اگر هم کرده چندان پررنگ نبوده است. امیدوارم آدمهایی که به لطف جادوی خبرنگاران معروف می شوند و به روی صحنه می آیند از یاد این عزیزان و خانواده هایشان غافل نشوند.
بدون شرح!