اول مهر،بوی ماه مهر،بوی مدرسه،اضطراب و... اولین چیزهایی که از این ماه اول یادم می آید را می نویسم.یاد کلاس های شصت نفری بخیر! یاد تمام مبصرهای بی معرفت، انتظامات و جاسوس ها بخیر!
بازی مدرسه در ادامه مطلب...
تیم ملی کشتی ساعت پنج صبح با هواپیمای ایران ایر به باکو وارد شد و با استقبال گرم ایرانی روبرو شدند،ماموران آذری ایرانی ها را مسخره می کردند،گفتند اومدن؟ پس برید راحت بگیرید بخوابید!!!
هواداران تیم ملی دو اتوبوس از کرمان،دو اتوبوس مازندران و تعداد زیادی از هوطنان آذری زبان برای تشویق تیم ملی آمده بودند. روز اول مسابقات تعداد ایرانی های داخل سالن به قدری زیاد شده بود که ماموران آذربایجانی جلوی ورود بقیه ایرانی ها را به سالن گرفتند. ایرانی ها تعداد زیادی طبل آورده بودند به قدری این طبل ها را کوفتند ماموران آذربایجانی در صدد توقیف این طبل ها بر آمدند اما هوشیاری و تجربه لیدر های ایرانی به داد تیم هواداری رسید، هواداران ایرانی شروع به تشویق تیم ملی آذربایجان کردند که باعث خوشحالی آذربایجانی ها شد. آنها کنار هواداران ایرانی آمدند و نشستند. توقیف طبل ها منتفی شد! یک اتفاق جالب هم افتاد،کشتی گیران آمریکایی چند نوبت در وقت کشتی تیم ایران به تشویق کشتی گیران ایران پرداختند!
تلویزیون ایران حق پخش مستقیم را نخریده است. قرار است پس از پایان مسابقات، ضبط شده اش را از کانال لیدر آذربایجان بگیرد. البته دو دوربین از ایران هم برای دایره طلایی فیلم برداری می کردند.
باد شدیدی در باکو می وزد.به رسم سالهای گذشته همچنان، بی خانمان در آفیس ها به دنبال خانه می گردم. قیمت کرایه خانه ها به رقم ۴۰۰-۵۰۰ دلار رسیده است.آقا من به سوراخ موش هم راضی ام! من اگر می دانستم قیمت ها اینجوری می شود همان سال اول یک خانه می خریدم! پولش را از کجا می آوردم؟ دروغ که استخوان ندارد!
ویژه(۱):تعدادی از دوستان طلبکارانه ایمیل می فرستند با این مضمون: چند دفعه ایمیل زده ام جواب نداده اید ها! یا هر چه زودتر جواب من را بدهید و ما را از نگرانی نجات دهید یا پول چایی شما محفوظ است (
) دوستان گلم اینقدر طلبکار نباشید،منهم مثل شما گرفتاری دارم.سطح توقع خود را پایین بیاورید!
ویژه (۲): نامه همکار خانم مدیر! شتابزده و کینه آلود نوشته شده است. فکرم مشغول کرده است. شاید در چند روز آینده پستی در این باب نوشتم.
تیتر مجله کشتی درباره اعزام کشتی گیران به باکو جهت مسابقات. از روز دوشنبه مسابقاتشان شروع می شود و سال تحصیلی دانشگاهها همچنین! بر سر دو راهی مانده ام بروم تشویق ملی پوشها یا کلاس درس؟

عکس بالا،مشهدی عباد امروزی!
من نقدر گوجا اولسام.. گل! خانیم گل یانیما گل جانیم گل یانیما گل.. این شما را به یاد چی می اندازد؟
ماه رمضان سینما ها فیلم مشهدی عباد محصول آذربایجان شوروی را به مدت سی روز می داد! مردم هر سی روز به سینما می رفتند و در سینما با مشهدی عباد هم صدا می خواندند! همه چیز ساده بود،غم بود اما کم بود! نسخه جدید از مشهدی عباد در باکو به سال ۱۹۹۴ . مشهدی عباد که به ایبکا معروف است از دختر رستم بی خواستگاری می کند. مشهدی عباد بادی گارد و ماشین بنز و هواپیمای اختصاصی دارد. گلناز می خواهد شوهرش پولدار باشد و دایه اش،صنم دنبال شوهر جوان است!!
یادداشتی برای خاطره مشهدی عباد و یاد تمام عزیزانی که در کنار ما نیستند.
موبایلم را دزدیدند! سریع به نزدیک ترین دفتر خدمات تلفن رفتم،سیم کارتم را مسدود کردم. بلافاصله سیم کارت جدیدی به من دادند. تمام کنتورهایم (اعتبارم) را به سیم کارت جدید منتقل کردند. اما گوشی ام؟ بدون گوشی موبایل سیم کارت به چه دردی می خورد؟! به پدرم زنگ زدم و ماجرا رو گفتم. قرار شد یک گوشی برایم بفرستد. زنگ زدند و گفتند:گوشی برات فرستادم اسمش آب نباته!!
من به ترمینال رفتم تا گوشی را تحویل بگیرم... بقیه در ادامه مطلب بخوانید.

این تیتر، ترجمه جمله سایت فدراسیون جهانی والیبال است . ما در شاخ غول شکستن تخصص داریم استرالیا رو میبریم ولی به قطر نیم وجبی می بازیم. تو والیبال به هند می بازیم ولی برزیل رو شکست میدیم!! شوخی شوخی قهرمان جهان شدیم! البته این قهرمانی شانسی نبود حاصل سالها تلاش مربیان و بازیکن ها بود. مقام های دهسال اخیر والیبال ایران هوش از سر رو می پرونه!
تغییرات جدید بلاگفا این قالب ما رو فسو کرد! فسو =تموم کردن به روسی! فعلا به قالب قدیمی برگشتم تا یه قالب تر گل ورگل خانواده دار آفتاب مهتاب ندیده واسه وبلاگ پیدا کنم!

ساختمان اصلی دانشگاه پس از دانشگاه موسیقی یکی از زیباترین ساختمانها و دانشگاههایی است که تا به حال دیده ام. تلفیقی از هنر امروز و دیروز! در راهرو ها آثار دانشجویان را چیده اند،آزادی عمل و صمیمیت استاد و شاگرد هر بیننده ای را سر ذوق می آورد.

قیمت کارتهای اینترنت نسبت به ISP ها فرق می کنه اما کارتی ها ۲ مانات تا ۸ مانات است. یک ماهه نا محدود ۱۵ تا ۱۶ مانات است. در کافی نت ها معمول...
ویزای تحصیلی در باکو بارها گفته ام طوری است که فقط دوبار حق خروج از آذربایجان دارید! یک بار....
سهند پرسیده در باکو زورگیری...
بابک عزیز پرسیدند لطفا بنویسید به استان ، شهرستان ، شهر ، بخش ، روستا ،.....
آیا قمارخونه ها رو به دستور...
و چند سوال عجیب!
همه را در ادامه مطلب بخوانید..
استقبال کمی از دو قسمت قبل شد،پس پرونده زندگی در باکو رو می بندم. این قسمت در پاسخ به سوال دوستی به اجاره خانه و اینترنت پرداختم. برای بعضی دوستان شبهه بوجود آمد که من می خواهم آذری ها را مسخره کنم!! نه اینطور نیست! من با زبان طنز سعی کردم نکات را یادآوری کنم، این نکات را هیچکس به شما نمی گوید! با شما هستم ایرانی های طلبکار،پول بابت این نکات که نمی گیرم،می گیرم؟!
اینایی که میگم در فرهنگ ایران ممکن است معنی دیگری داشته باشه ولی در آذربایجان انجام دادن و گفتن بعضی شون خطر نقص عضو شدن داره!! (البته بعضی نکته ها تو فرهنگ ما هست ولی اهمیت نمیدیم) بندهای اول اصطلاحاتی است که ما نداریم و بهتر است بدانید. مثلا ساعت پرسیدن در آذربایجان.آذری ها مانند برره ای ها ساعت میگن و ممکنه شما گیج بشید!
چگونه در جمهوری آذربایجان زندگی کنیم و زنده بمانیم!! در ادامه مطلب نکات تستی زندگی در باکو را نوشته ام. اگر قصد سفر به باکو را دارید بخوانید!
توصیه های ایمنی را جدی بگیرید![]()