نوشته روی دیوار یک توالت در تبریز:" لطفا در این مکان فارسی صحبت کنید!"
تاسف و فقط تاسف!
در این یکسال گذشته دوستان خبرنگار زیادی پیدا کرده ام. عزیزانی که علیرغم گرفتاری های فراوان به وبلاگ من سر می زنند و پیامی مهرانگیز می گذارند. دوستانی هم برای از دست ندادن موقعیت شغلی اصلا به روی خود نمی آورند که وبلاگ من را می خوانند!! بماند که وبلاگ من چه لطمه ای می تواند به موقعیت آنها بزند؟!!
روز خبرنگار را نه تنها به ایرانی ها بلکه به تمام خبرنگاران با معرفت دنیا تبریک می گویم!
دوباره تابستان شد،نتایج کنکور اعلام شد و باز عده ای شاد و عده ای گریان از پشت مونیتور بلند شدند! کنکور مانند ضربات پنالتی در فوتبال می ماند،هم شانس است و هم هنر است! زمان ما نتایج را در روزنامه می دادند و چه روزی بود آن روز! صحنه عجیبی بود،با حرص و ولع روزنامه را کف خیابان زیر ور رو می کردند و برای اولین بار از دیدن اسمت بیش از همیشه خوشحال می شدی! شاید اگر من نامم را آن روز در روزنامه می دیدم سرنوشت دیگری می یافتم اما قسمت من چیز دیگری بود.

کتاب هری پاتر و دنیای جادوییش سرانجام به پایان رسید! جلد هفتم با تلفات فراوان هری پاتر را زنده نگه داشت و مدرسه هاگوارتز مجددا گشایش یافت.

اما این چه ربطی به کنکور دارد؟
خیلی از دوستان سوال کردند آیا پس از مرگ لرد ولدمورت مدرک مدرسه جادوگری هاگوارتز همچنان مشروط است؟ خدمت این دسته از عزیزان باید عرض کنم:
مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز (شعبه باکو) مورد تایید وزارت علوم ایران نیست!

(مجسمه ستارخان و باقرخان،خانه مشروطیت،تبریز،بیرون موزه.* عکس از من نیست*)
این انقلاب به سادگی و یکباره اتفاق نیافتاده است،سالها زمینه سازی شده است. نخستین جرقه ها با جنبش تنباکو زده شد. بعد عکسی از مسیو نوز در لباس روحانیت منتشر شد،این عکس را تجار و روحانیون توهین آمیز خواندند و اعتراض هایی را در پی داشت. در غیاب شاه که در سفر فرنگ بود دو مجتهد برجسته آن زمان با یکدیگر هم پیمان شدند تا انقلاب مردمی مشروطه را هدایت کنند. با وجود برکنار کردن مسیو نوز آتش نارضایتی با ماجرایی دیگر بالا گرفت،فروش قبرستان مسلمین به بانک روسی و شایعه انداختن استخوانهای زنی در چاه و... بانک با خاک یکسان شد. پس تبعید رجال سرشناس فشار به دولت بیشتر شد تا سرانجام در روز ۱۴ امرداد ۱۲۸۵ مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را امضا کرد تا مشروطه خواهان به آرزوی دیرینه خود برسند. دی ماه همانسال مظفر الدین شاه درگذشت و با به سلطنت رسیدن محمدعلی شاه قضیه به توپ بستن مجلس پیش میاید و...
این قسمتی بسیار کوتاهی از مشروطیت و تاریخ آزادی خواهی ایرانیان است. بیایید به بهانه این روز تاریخ کشور خود را بخوانیم تا گذشته چراغ راه آینده مان باشد.
این لینک هم درباره مشروطیت مقوی است!